کوفته با سبزیجات خشک

سلام دوستان

کوفته سبزیجات خشک رو تقریبا خودم اختراع کردم البته قسمت خشکش کار

 خودمه !!!

این کوفته خیلی آسون و زود آماده میشه و دیگه احتیاجی نداره که شما برای تهیه

 یه کوفته تبریزی که با سبزیجات معطر تهیه میشه از صبح شروع کنید به سبزی

خریدن و پاک کردن و شستن و خرد کردن  ووو.....

فقط کافیه یه مقداری از سبزیجات معطر رو خشک کنید تا همیشه بتونید این کوفته

رو درست کنید حتی تو فصلهایی که سبزی کوفته نیست !

           

مواد لازم :

گوشت چرخ کره: نیم کیلو

برنج : ١ لیوان

لپه : سه چهارم لیوان

پیاز : ٢ عدد بزرگ

تخم مرغ : ٢ عدد

شوید خشک : ٣ ق غ

ترخون خشک : ۴ ق غ

نعنا خشک : ٣ ق غ

رب : ١ ق غ

نمک و فلفل و زردچوبه : به میزان لازم

نان تست خیس کرده : یک عدد

زعفران دم کرده : نصف لیوان

زرشک : به میزان لازم

در ابتدا گوشت چرخ کردرو با یکی از پیازای رنده شده خوب ورز میدیم بعد

برنج و لپه پخته (برنج درمرحله آبکشی) و سبزیجات خشک و نان تست رو با

گوشت مخلوط کرده در آخر نمک فلفل و تخم مرغ رو اضافه میکنیم  ورز میدیم

و روغن را درماهیتابه داغ میکنیم از مایع گوشت به اندازه کف دست به شکل

توپی فرم میدیم و وسطش رو با یه انگشت سوراخ کنید مقداری از زرشک

روداخلش بریزید سرش رو ببندید بعد همه کوفته رو سرخ کنید در حدی که فقط

روی کوفته ها کمی سفت بشه بعد از این کار در قابلمه ای یک عدد پیاز باقی

مانده رو خرد کنید و با زردچوبه و رب تفت بدید و بعد روش رو آب داغ بریزید

 به علاوه کمی فلفل و نمک وقتی شروع به جوشیدن کرد کوفته هارو تک تک

بهش اضافه کنید و در قابلمه رو بزارید تا دو ساعت خوب بپزه در اواسط پخت 

زعفران دم کرده رو اضافه کنید و در انتها مقداری از ترخون خشک رو روی

کوفته ها بریزید تا بوی ترخون در قابلمه بپیچه.بعد از اینکه دانه های برنج

 کاملاباز شد و کوفته جا افتاد غذا امادست

نوش جان

 

 

 

/ 11 نظر / 117 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یکی مثل خودت

روزي اگر سراغ من آمد به او بگو .... روزي اگر سراغ من آمد به او بگو: مي شناختم او را نام تو را هميشه به لب داشت حتي در حال انتظار آن دلشکسته عاشق بي نام و نشان روزي اگر سراغ من آمد به او بگو: هر روز پاي پنجره غمگين نشسته بود و گفتگو نمي کرد جز با درخت سرو در باغ کوچک همسايه شبها به کارگاه خيال خويش تصويري از بلندي اندام مي کشيد روزي اگر سراغ من آمد به او بگو: او پاک زيست؛ پاکتر از چشمه هاي نور وقتي به ياد روي تو مي بود مي گريست روزي اگر سراغ من آمد به او بگو: او آرزوي ديدن رويت را حتي براي لحظه اي از عمر خويش داشت اما براي ديدن تو چشم خويش را آن چشم پاک را پنداشت آلوده است و لايق ديدار يار نيست روزي اگر سراغ من آمد به او بگو: آن لحظه اي که ديده براي هميشه بست آن نام خوب بر لب لرزان او نشست.

یکی مثل خودت

مهم نيست .... تا حالا صداي هق هق شنيدي ؟ قصه ي غصه ي عاشق شنيدي ؟ تا حالا شب شده تا صبح نخوابي ؟ مثل " مردم لايق " شنيدي ؟ مي گن اون خدايي كه اون بالاهاس ميدونه براي هر كي چي سزاس پس چرا ساكته ، حرف نمي زنه ؟ اخه اين رسمشه ، اون چه جور خداس ؟ يكي نيس به من بگه تو چي مي خواي ؟ چرا تو خودتي بيرون نمي ياي ؟ نغمه ي سازي كه از دور مي شنوي خوش صداس هر چيه تنبور ميشنوي عشق همينه وقتي نزديكش بري صداش عادت ميشه ناجور مي شنوي من ديگه خسته شدم بايد برم هيشكي اينجا نيس بهش چيزي بگم به درك ! بذار اونا بهم بگن جمله ي مزخرف عاشقتم ! يكي نيس به من بگه تو چي مي خواي ؟ چرا تو خودتي بيرون نمي ياي ؟

یکی مثل خودت

عشق هم زنجير شد .... روز ها مي گذرند مثل زنجير صدا يا صداي زنجير و شب آواز زند در دل اين همه خواب مثل يک عاشق پير من به تو مي گويم نگرانم به خدا صبح فردا شده دير تو به من مي گويي که نباشم دلگير آه اما اي مرگ کي مي آيي به برم؟ خواهم از اين همه بد يک نفس در گذرم لحظه هايم خرد شد چهره ام تغيير کرد سال و ماهم لا نه اي در دل زنجير کرد روز هايم رنگ باخت رنگ تقويمم پريد باز زنجير سکوت روي شب هايم خزيد شب چو پيچک مي شوم با بوي تو باز مي پيچم ز پا تا موي تو باز تبريکات نور زير آوار بلور من مگر چند ساله ام؟ باز زنجير سکوت آينه اي آينه تو مرا نشناختي عشق هاي کاغذي در دلم انداختي من مگر ديوانه ام؟ باز زنجير سکوت باز گفتم زير لب ناله هايم شعر شد شعر هايم ناله شد دشت هاي آرزوم پر ز بوي لاله شد باز پرسيدم ز خود پس نگاهم بيخودي دور تو پروانه شد؟ يا که چشمت بي دليل با دلم همخانه شد؟ شعر هاي دفترم بي سبب مستانه شد؟ دانه مي رويد ز خاک دانه هم تحقير شد ريشه اش در زير خاک دانه ي زنجير شد آذر خشي عاقبت برق زد باران گرفت با طلوع روشني مستي ام پايان گرفت

یکی مثل خودت

يه کاري کن که عاشق موندني نيست که حتي صبح ِ صادق موندني نيست در اين دريا به سمت ِ هرکجا شد بزن پارو که قايق موندني نيست

یکی مثل خودت

عجب روزگاریه خداییش !!!! هركه عاشق شد منت از صد يار مي بايد كشيد بحر يك گل منت از صد خار مي بايد كشيد من به مرگم راضيم اما نمي آيد عجل بخت بد بين از عجل هم ناز مي بايد كشيد

یکی مثل خودت

اگه با شعرام خستت کردم منو ببخش

ليلا

سلام خانومی بابا اینترنتا مشکل داره من مشکل دارم مملکت مشکل داره [نیشخند] خداااااااااااااااااااااااا . . مرسی از این ستور غذای جالب از شکلات گلاسه ات هم خیلی خوشم اومد[گل] مرسی

ali

سلام خانوم دستور کوفته تبریزی تون رو خوندم یه نمه تغییرات میخواد که از جمله برنجه که نمیدونم واسه چی میزنی اگه برای سفتی خمیره که بگم این کوفته تون رو آخر سر لزج و خمیر میکنه و مزه کوفته رو خراب میکنه اگه خیلی اصرار برای زدن برنج داری میتونی از آرد برنج اون هم فقط 2 یا 3 قاشق استفاده کنی که اونم باز من مخالفم... یه دستور کوفته برات میفرستم کیف کنی..

مینا

مهسا جان ازت ممنونم...همه چی اینجا عالیه...تشکر

گیتا

سلام نیازی نیست که سبزیهای خشک رو قبلش توی آب بخیسونیم؟